سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

92

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

جميع خلايق و صاحب كشف و شهر و عارف به حقايق قرآنى و حديث بود . و در هنگام وجد ، نظر مبارك او بر هركس كه افتادى آن كس البته بىهوش شدى . و در منبر وقتش بسيار خوش مىشد . و در مجلس شريفش فيوضات ربانى بر مفارق مستمعان نثار مىشد . و اخلاص تمام و اختصاص با نظام به دولت خواهان حضرت خلافت پناه خاقان سعيد داشت . و در آن وقت كه در هرات فتور واقع شده بود به مجاهدهء مردم بيگانه و اهل فجور استغال مىنمودند . روزى جمعه اتفاقا از حمام بيرون آمده بودند . در راه بر منكرات وقوف يافتند . عظيم ملول شدند . بعد از نماز جمعه كه مجلس مىفرمودند ، اتفاقا ناظم الحروف در آن روز خود را مشرف داشته در اثناى وعظ استغراق واقع شده و حكايات بلند به زبان ايشان بگذشت و در آن‌ميان فرمودند كه « ايها الناس ، عجب حاليست كه جماعت اجنبىاند و حالا پيدا شده‌اند و در مملكت ديگران به غير حق تصرف كرده‌اند تا به اين غايت بىراهى و فجور مىنمايند و خبر ندارند كه خداوند ملك عن قريب مظفر و منصور مىرسد . » خلايق متحير شدند و با يكديگر گفتند كه آيا مآل اين سخن به كجا خواهد رسيد . و فقير تاريخ آن روز را نوشته . چهل روز بگذشت كه عسكر همايون حضرت خلافت پناهى در صحراى گازرگاه نزول فرمودند . وفاتش در سال هشتصد و شصت و سه هجرى . مدفنش در كنج مغربى مسجد جامع از طرف جنوب در همان خانه كه منزل ايشان بود در جوار مزار متبرك خواجه مرغزى رحمة اللّه عليها . و ذكر اين دو بزرگ در يك نسق دو شاهد عدلند بر دوام سلطنت و نظام ابهت و فسحت مملكت و اركان دولت حضرت خلافت پناهى خلد اللّه ملكه و سلطانه ، بيت : كار نه اين گنبد گردان كند * هرچه كند همت مردان كند مولانا جلال الدين محمود امامى مولانا شيخ الاسلام اعظم جامع اقسام كمالات ذى الطالع المسعود و الخلق